علمی فرهنگی ورزشی سه شنبه 26 شهريور 1392برچسب:, :: 9:27 :: نويسنده : رضااشرفی آق گنبد
هیچ دانیدختر خیر البشر
از چه جای حیدر آمد پشت در
دید مولایش علیتنهاشده
خانه اش محصور دشمنها شده
بر دفاع از شوهرشفردی ندید
بین آن نامردهامردیندید
گقت باید گاه امواج خطر
یار, بهر یار خود گردد سپر
من که تنهادختر پیغبرم
پشت ایندر ,پیش مرگ حیدرم
خدای من!
خواندمت پاسخم گفتی
از تو خواستم عطایم کردی
به سوی تو آمدم آغوش رحمت گشودی
به تو تکیه کردم نجاتم دادی ،
به تو پناه آوردم حمایتم کردی
خدایا!
از خیمهگاه رحمتتبیرونمان مکن
از آستان مهرت نومیدان مساز
آرزوها و انتظارهایمان را به حرمان مکشان
از درگاهخویشت ما را مران
بر من روزی حلالت را وسعت بخش
و جسم و دینم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و انست مبدل کن
و از آتش دوزخ رهایم ساز
مرا از سیطره ذلت بار نفس نجات ده و پیش از آنکه
خاک گور بر اندامم نشیند ازشک و شرک رهاییام بخش
اگر آنچه از تو خواستهام ، عنایت فرمایی محرومیت از غیر از آن زیان ندارد
و اگر عطا نکنیو هر چه عطا جز آن منفعت ندارد
یارب! یارب! یارب
نظرات شما عزیزان:
آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها ساعت کاسیو">ساعت کاسیو
نويسندگان |
|||
![]() |